خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري
صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري
خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته ، تو زمستون غم بشينه روي برفا
مي سوزونه گاهي قلبُ ، زهر تلخ بعضي حرفا
خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديووونه
هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه
خيلي سخته اگه عمر جادوي شعرت تموم شه
نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه!!!
خيلي سخته اون كسي كه گفت واسه چشات ميميره
بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره
خيلي سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه
نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخَرت شه
خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي كالو چيدن
بخدا كم غصه اي نيست چند روزي تو رو نديدن
خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي
وسط راه اما از عشق، يه كمي ترسيده باشي
خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت ميپرسي يعني ، ميشه اون بره زماني؟
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي
اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه
خيلي سخته كه ببينيش توي يك فصل طلايي
كاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي
خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه
چِقَدَر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خيلي سخته . قشنگه آشنايي زير بارون
اگه چتر نداشته باشن توي دستا هر دوتاشون
|
+| نوشته شده توسط
رومینا در یکشنبه بیستم خرداد 1386
|